به گزارش نفت ما، برخلاف مناقصههای کلاسیک بینالمللی، پروژه فشارافزایی پارس جنوبی عملاً بهصورت «مذاکره محدود و واگذاری به پیمانکاران منتخب داخلی» پیش رفت و فهرست کامل شرکتهای شرکتکننده در رقابت هیچگاه بهصورت رسمی منتشر نشد.
وابستگیهای سیاسی و اقتصادی پیمانکاران
قراردادها میان چهار مجموعه بزرگ ایرانی با نامهای پتروپارس (زیرمجموعه نیکو و وابسته به وزارت نفت)، OIEC (شرکت مهندسی و ساختمان صنایع نفت وابسته به صندوق بازنشستگی صنعت نفت)، قرارگاه خاتمالانبیا (بازوی مهندسی سپاه) و گروه مپنا (شرکت بورسی با سهامداران نهادی و شبهدولتی) تقسیم شد. این چهار بازیگر در عمل ستونهای اصلی پروژه فشارافزایی پارس جنوبی هستند.
انتخاب شرکتهای توربین و کمپرسور در هالهای از ابهام
مهمترین بخشی که احتمالا توجهها را به خود معطوف کند و هنوز تکلیف آن روشن نشده، انتخاب شرکتهای توربین و کمپرسور است، زیرا فناوری اصلی پروژه نه سکو بلکه کمپرسورهای عظیم دریایی است. به همین دلیل علاوه بر مپنا، احتمال میرود شرکت OTC (گروه شرکتهای توربوکمپرسور نفت) نیز در زنجیره تأمین حضور داشته باشد؛ هرچند پیمانکار اصلی پروژه نیست.
تا اینجا به نظر میرسد رقابت اصلی اصلاً بین پتروپارس و OIEC یا خاتم نیست، بلکه رقابت اصلی بر سر فناوری کمپرسورهای دریایی است. حلقه مفقودهای که باعث شد مپنا به یکی از برندگان اصلی تبدیل شود، توان ساخت توربین و کمپرسورهای مورد نیاز فشارافزایی بود؛ همان فناوریای که قرار بود سال ۱۳۹۶ توسط توتال وارد ایران شود و هرگز منتقل نشد.
با نگاهی به تقسیمبندی هفت هاب فشارافزایی کاملا مشخص است که احتمالا کدام یک از این چهار بازیگر، برنده میدان خواهند بود و تازه رقابت واقعی میان مپنا، پتروپارس، OIEC و خاتم آشکار میشود.
طبق اطلاعات منتشرشده از قراردادهای اسفند ۱۴۰۳ و جلسات اجرایی ۱۴۰۴، هاب یک و هفت به ارزش حدود ۴.۸ میلیارد دلار به پتروپارس رسید. OIEC هابهای دو و پنج به ارزش حدود ۴.۸۶ میلیارد دلار را در اختیار دارد. خاتمالانبیا نیز هابهای سه و شش به ارزش حدود ۴.۹۳ میلیارد دلار و مپنا، هاب چهار به ارزش حدود ۲.۴ میلیارد دلار را عهدهدار شدهاند.
شاید عجیب باشد که چرا فقط یک هاب به مپنا رسیده است، اما نکته مهم اینجاست؛ در نگاه اول تصور میشود مپنا بازنده رقابت بوده، چون فقط یک هاب گرفته است؛ اما واقعیت برعکس است. پتروپارس،OIEC و خاتم عمدتاً پیمانکار توسعه میدان و سازههای فراساحلی هستند، اما مپنا تنها شرکتی است که وزارت نفت روی توان آن برای بومیسازی توربینها و کمپرسورهای عظیم پروژه حساب باز کرده است. به همین دلیل سهم فناوری مپنا احتمالاً فراتر از هاب چهارم خواهد بود و در تأمین تجهیزات سایر هابها نیز نقش خواهد داشت.
چه شرکتهایی از رقابت کنار ماندند؟
براساس ظرفیتهای موجود صنعت فراساحل ایران، انتظار میرفت شرکت مهندسی و ساخت تأسیسات دریایی ایران (IOEC) بهواسطه تخصص در نصب سکو و خطوط لوله دریایی بهصورت مستقیم در این پروژه حضور داشته باشد، اما قرارداد مستقلی دریافت نکرد و احتمال میرود بهعنوان پیمانکار جزء برای خاتم یا OIEC وارد پروژه شود.
همچنین انتظار میرود مجتمع کشتیسازی و صنایع فراساحل ایران (ایزوایکو) که بزرگترین یارد دریایی ایران در بندرعباس را ساخته، در این پروژهها حضور داشته باشد. با توجه به نیاز پروژه به حدود ۴۲۰ هزار تن سازه دریایی، تقریباً غیرممکن است بدون استفاده از ظرفیت ایزوایکو پروژه پیش برود، اما نام آن در قراردادهای اصلی دیده نمیشود و احتمالاً نقش سازنده و پیمانکار فرعی خواهد داشت.
ازسویی شرکت صنعتی دریایی ایران (صدرا) که سازنده بسیاری از سکوهای پارس جنوبی بوده و اکنون زیرمجموعه قرارگاه خاتم است نیز در عمل بخشی از توان اجرایی خاتم برای این پروژه محسوب میشود، اما نامی از آن در قرارداد اصلی دیده نمیشود.
چرا این پروژه با همه پروژههای قبلی پارس جنوبی فرق میکند؟
تا امروز تقریباً تمام فازهای پارس جنوبی براساس فشار طبیعی مخزن کار کردهاند؛ گاز از چاه خارج میشود و مستقیماً به خشکی منتقل میشود، اما در فشارافزایی، گاز باید در دریا جمعآوری شده، از مایعات جدا و وارد کمپرسورهای بسیار بزرگ شده و در نهایت دوباره با فشار بالا به خط لوله تزریق شود. این فناوری چیزی است که قطر سالهاست اجرا کرده، اما ایران هنوز تجربه عملیاتی آن را ندارد. برای همین هم شرکت توتال در سال ۹۶ برای پروژه فشارافزایی فاز ۱۱ انتخاب شد، زیرا وزارت نفت دنبال انتقال دانش فشارافزایی دریایی بود. در واقع توتال قرار بود همان فناوری را که در بخش قطری میدان و سایر میادین دریایی دنیا استفاده کرده بود به ایران منتقل کند، اما خروج توتال در سال ۱۳۹۷ این مسیر را متوقف کرد.
اکنون چالش اصلی سکو نیست، زیرا توانمندی ساخت آن در بین شرکتهای ایرانی وجود دارد، بلکه چالش اصلی کمپرسور است. براساس برآوردهای فنی، کمپرسورهای مورد نیاز پروژه باید در محدوده ۳۰ تا ۴۰ مگاوات و در برخی طراحیها حتی بیشتر کار کنند. این تجهیزات باید در محیط خورنده خلیج فارس کار کنند، سالها بدون توقف فعالیت داشته باشند، روی سکوهای دریایی نصب شوند و با حداقل لرزش و حداکثر اطمینان کار کنند. اما این فناوری در اختیار تعداد محدودی از شرکتهای جهان است؛ از جمله توتال، زیمنس و چند سازنده بزرگ اروپایی و آمریکایی که به سبب تحریمها و سیاست خارجی کشور، در ایران حضور ندارند.
حالا که چنین شرکتهایی در کشور حضور ندارند، مپنا یک امتیاز مهم در دست دارد که هم میتواند برگ برنده باشد یا باخت او را نشان دهد.
این گروه صنعتی، تجربه ساخت توربینهای گازی نیروگاهی را دارد و در ساخت تجهیزات دوار و کمپرسورها پیشرفت کرده است. همچنین توان مهندسی و ساخت داخل را نسبت به سایر شرکتهای ایرانی بیشتر توسعه داده است. به همین دلیل تنها شرکتی بود که در کنار سه پیمانکار میدانمحور (پتروپارس،OIEC و خاتم) حضور پیدا کرد.
با این حال چند کارشناس بینالمللی صنعت فراساحل معتقدند مسئله فقط ساخت کمپرسور نیست، بلکه ایران باید همزمان اقدام به ساخت سکوهای جدید چند هزار تنی کرده، واحدهای تفکیک گاز و میعانات نصب کند و در کنار آن، سامانه برقرسانی عظیم دریایی هم ایجاد و در ادامه، کمپرسورها را به صورت پایدار روی دریا راهاندازی کند. براساس همین پپیچیدگی است که برخی کارشناسان خارجی معتقدند این پروژه از نظر پیچیدگی فنی بزرگتر از هر پروژهای است که تاکنون در بخش ایرانی پارس جنوبی اجرا شده است.
گلوگاههای واقعی پروژه تا سال ۱۴۱۰
باید در نظر داشت که این پروژه دارای پیچیدگیهای جدیای است که باید وزارت نفت بر آن تمرکز کند؛ همچنانکه ساخت کمپرسور، مهمترین ریسک پروژه است، ساخت و نصب سکوهای دریایی فشارافزایی با حدود ۴۲۰ هزار تن نیز از این قاعده مستثنی نیست. علاوه بر اینکه تأمین مالی ۱۷ میلیارد دلاری این پروژه آن هم در شرایط تحریم و ریسک جنگ، چندان آسان به نظر نمیرسد به همین دلیل گمان نمیرسد که براساس اعلام شرکت نفت و گاز پارس مبنی بر وارد مدار شدن نخستین هاب فشارافزایی حوالی سال ۲۰۳۰ (حدود ۱۴۰۹)، قابلیت تحقق داشته باشد. مهمتر از همه رقابت ایران با قطر است. قطر سالهاست پروژههای تقویت فشار و توسعه میدان را جلو برده و همزمان ظرفیت LNG خود را به سرعت افزایش میدهد. وزارت نفت و پیمانکارانش باید در نظر داشته باشند که هر سال تأخیر در فشارافزایی، فاصله فناوری و تولید را بیشتر میکند.










دیدگاه ها