به گزارش کانال نفت به نقل از نفت ما، محاصره دریایی تنگه هرمز ازسوی آمریکا و بستن آن ازسوی جمهوری اسلامی، ضربه مهلکی به ساختار انرژی در جهان زد؛ ضربهای که هرچند سنگین بود، اما به جهان یادآوری کرد که باید با تمرکز بیشتری بر صنعت برق سرمایهگذاری کند.
ایران نیز بهسبب نگرانی از حملات مشترک آمریکا و اسرائيل به زیرساختهایی چون نیروگاههای برق، تلاش کرد تا تمرکز خود را برای تولید بیشتر برق، به انرژیهای نوین بهویژه انرژی خورشیدی گره بزند. در همین رابطه رئیس سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری انرژی برق (ساتبا) از هدفگذاری برای دستیابی به ظرفیت هفت هزار مگاواتی تا اواسط تیر و تحقق ظرفیت ۱۱ هزار مگاواتی تا پایان شهریور خبر داده است. به گفته محسن طرزطلب، برنامهریزی انجامشده برای دستیابی به ظرفیت هفت هزار مگاواتی تجدیدپذیرها در اوایل تیر امسال بود که با اندکی تأخیر روبهرو شد، اما امیدواریم تا اواسط تیر، ظرفیت کنونی ۵۲۰۰ مگاواتی به هفت هزار مگاوات برسد. اما پرسش این است که در نبود منابع کافی دولت و همچنین غیاب سرمایهگذاری داخلی و خارجی در شرایط تعلیق جنگ، چه راهکاری برای تحقق این برنامه ازسوی دولت در نظر گرفته شده و آیا انجام آن در چنین شرایطی، اصلاً امکانپذیر است؟
کیومرث حیدری، عضو هیئت علمی پژوهشگاه نیرو در گفتوگو با «نفت ما» درباره امکان عملیاتی شدن این موضوع، با اشاره به موانع و ظرفیتهای موجود گفت: «در مجموع، پاسخ من مثبت است. واقعیت این است که بهویژه در کوتاهمدت، عواملی مانند تداوم تحریم، جنگ و محاصره دریایی بر نقلوانتقال کالا اثر میگذارند. با این حال، من تحقق این موضوع را محتملتر از عدم تحقق میدانم. دلیل آن هم تا حد زیادی روشن است. مسئلهای مهم از دید من، نوع نگاه به مسئله و کیفیت سیاستگذاری در این حوزه است».
معامله نسیه با چین بر سر پنلهای خورشیدی
حیدری ادامه داد: «براساس خبرهای غیررسمی، منابع بلوکه شده ایران در برخی کشورها بهویژه چین، معنیدار است. حتی اگر امکان بهرهبرداری از این منابع وجود نداشته باشد، ایران صادرکننده نفت است و چین، ظرفیت مصرف نفت بالایی دارد. بنابراین تبدیل این نیاز متقابل در پیوند با توان تولید و صادرات پنلهای خورشیدی و برنامه نصب ظرفیتهای خورشیدی در ایران، عواملی محسوب میشوند که قابلیت همافزایی آنها میتواند تسهیلگر تحقق برنامه نصب ۱۰هزار مگاوات خورشیدی باشد. تأکید میکنم صحبت در مورد امکان تحقق این برنامه با نقد این سیاست، دو امر مرتبط اما مجزا هستند».
سه عاملی که روند واردات پنلهای خورشیدی را کُند کرد
این عضو هیئت علمی پژوهشگاه نیرو با اشاره به شرایط بیرونی تأکید کرد: «در کوتاهمدت، سه عامل تداوم تحریمها، جنگ و محاصره، تحقق برنامه واردات و نصب مولدهای خورشیدی را کُند خواهند کرد. با این حال، سهولت نصب و اتصال به شبکه مولدهای خورشیدی، عامل تسهیل گر تحقق هدفگذاری فوق است. البته در شرایط عادی، چنانچه سفارش وارادت از چین، کشوری که تیراژ تولید پنلهای خورشیدی آن عملاً بخش بزرگی از بازار جهانی را پوشش داده، در دستور کار باشد، تحقق هدفگذاری فوق چندان دشوار نیست».
آیا نیاز به ذخیرهساز هم داریم؟
حیدری درباره نیاز به ذخیرهساز توضیح داد: «من متخصص راهبری شبکه نیستم، اما با فهم متعارف از وضعیت عرضه و تقاضای شبکه برق کشور، برای این میزان برق خورشیدی، الزام فوری به ذخیرهساز در شبکه وجود ندارد. اگر محدودیتهای محلی یا موقت کنار گذاشته شوند، به دلیل ظرفیت بالای شبکه برق ایران، عملا این شبکه ظرفیت جذب و تحمل تا مرز تقریبی ۱۵ هزار مگاوات ظرفیت تولید برق با منبع انرژی اولیه نامطمئن را هم دارا خواهد بود. دلیل این امر، بالا بودن نیاز مصرف است. حتی در بار پایه سالانه، نیاز مصرف بیش از ۳۵ هزار مگاوات است. بنابراین تولید ناگزیر مولدهای با منبع انرژی نامطمئن و تزریق به شبکه، تا مرز معینی قابل جذب بوده و الزام استفاده از ذخیرهساز را به بالاتر از این سطح هدایت میکند».
عضو هیئت علمی پژوهشگاه نیرو درباره ضرورت استفاده از ذخیرهساز در توسعه برق تجدیدپذیر گفت: «اساس ضرورت وجودی ذخیرهساز این است که منبع انرژی اولیه ناپایدار باشد؛ بنابراین وقتی منبع اولیه ناپایدار است، تولید هم ناپایدار میشود. در چنین شرایطی، نقش ذخیرهساز این است که فاصله و ناهماهنگی میان تولید و مصرف را پوشش بدهد. فرض کنید برای یک ویلا یک توربین بادی نصب کردهاید و ظرفیت آن هم متناسب با پیک مصرف همان ساختمان است. در این حالت، برق تولیدی بلافاصله به وسایلی مثل یخچال، کولر و تلویزیون منتقل میشود. بنابراین اگر بخشی از این وسایل از مدار خارج شوند، مثلاً تلویزیون یا کولر خاموش شوند، تداوم تولید میتواند مشکلآفرین باشد، زیرا توازن تولید و مصرف به هم میخورد. در این شرایط این سؤال مطرح میشود که با برق تولیدی اضافی چه باید کرد؟ اینجاست که ذخیرهساز معنا پیدا میکند؛ در این مدار ساده، نصب ذخیرهساز، میتواند ظرفیت جذب تولید اضافی را فراهم کرده تا بعداً مصرف شود. به بیان دیگر، اگر در همان لحظه که منبع تولید ناپایدار (مثلا وزش باد) فعال بوده و انرژی الکتریکی تولید میشود، ظرفیت فعال کافی در سمت مصرف وجود نداشته باشد، ذخیرهساز قادر به ایجاد توازن در شبکه خواهد بود».
حیدری ادامه داد: «در مقیاس یک خانه یا یک مصرفکننده کوچک، نقش ذخیرهساز کاملاً قابل درک است، اما ما یک شبکه بزرگ قدرت مانند شبکه سراسری برق ایران، با نیاز مصرف بالای ۷۰ هزار مگاوات در تابستان، عملاً انعطافپذیری جذب ظرفیتهای تجدیدپذیر بالاست».
وی تصریح کرد: «البته منظور من این نیست که هیچوقت مشکلی پیش نمیآید، اما در حدود ۱۰ تا ۱۵ هزار مگاوات، موضوع ذخیرهساز مسئله اصلی شبکه برق کشور نیست. با عبور از این آستانه، مثلاً گسترش ظرفیتهای تولید متکی به منابع اولیه نامطمئن به مرزهای بزرگتر مانند ۲۰ یا ۳۰ هزار مگاوات، نصب ذخیرهساز، حیاتی و انکارناپذیر است.»
نیاز اندک شبکه برق ایران به ذخیرهساز
وی در ادامه با اشاره به ظرفیتهای مختلف شبکه برق کشور اظهار کرد: «در موارد خاص، نیاز به ذخیرهساز میتواند با تدابیر دیگری مدیریت شود. مثلاً زمانی این بحث مطرح بود که اگر ظرفیت تولید برق گریزناپذیر پایه، نسبت به نیاز مصرف، بالا باشد، میتوان از نیروگاههای تلمبه ذخیرهای برقابی برای ایجاد موازنه تولید و مصرف استفاده کرد. مثلاً در گزارشهای توجیهی اولیه، احداث نیروگاه تلمبه ذخیرهای سیاهبیشه، اقدامی در جهت کمک به توازن بار، بهویژه با توسعه ظرفیتهای تولید نیروگاههای اتمی عنوان شده بود. البته بعداً با بزرگتر شدن ظرفیت تولید و مصرف شبکه سراسری، عملاً این قابلیت به حاشیه رفت.»
حیدری افزود: «در مجموع، اهمیت نقش ذخیرهساز روشن و غیر قابل انکار است، چراکه در صورت ناپایداری منبع انرژی اولیه (که به یک فناوری هم محدود نمیشود، چراکه تغییرات بارندگی و وقوع سیل میتواند یک نیروگاه برقابی (با هر میزان ظرفیت) را هم تبدیل به یک منبع تولید با درجه نااطمینانی موقت کند. در مجموع، هر چه سهم ظرفیتهای تولید برق متکی به منابع انرژی اولیه ناپایدار افزایش یابد، نیاز به ذخیرهساز هم بیشتر احساس خواهد شد. بهطور خلاصه، نیاز به ذخیرهساز بستگی به این دارد که سهم این منابع در کل شبکه چقدر است. برای مثال، شبکهای مانند ارمنستان که شبکه کوچکی است، ممکن است حتی با احداث نخستین نیروگاه بادی هم نیاز به ذخیرهساز جدی باشد، اما شبکهای مثل ایران، چون شبکه بزرگی است، در سطوح پایینتر توسعه تجدیدپذیر، احتمالا نیاز کمتری به ذخیرهساز احساس خواهد شد. به این نکته مهم هم باید توجه کرد که حتی در حالتی که شبکه برق، ظرفیت جذب میزان ظرفیت معینی در غیاب ذخیرهساز را داشته باشد، بهرهبرداری مثبت از این ویژگی برای نصب مولدهای با منبع ناپایدار انرژی اولیه، ارتباط معنیداری با توزیع ظرفیت مولدهای اخیر در شبکه دارد. در همین راستا، هر چه مولدهای خورشیدی نصب شده، دارای ظرفیت کمتر و پراکنده در شبکه باشند، میتواند ریسک تأثیر منفی بر پایداری شبکه را کاهش دهد. نکته حائز اهمیت اینکه تمام مؤلفههایی که راجع به آنها صحبت میشود (بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم) در نهایت در تابع هزینه ایجاد و بهرهبرداری از شبکه ظاهر خواهند شد. این هزینه، به زبان اقتصادی، باید کمینه شود».








دیدگاه ها