به گزارش ایسنا، زلزله رودبار ـ منجیل یکی از مرگبارترین و تأثیرگذارترین زمینلرزههای تاریخ معاصر ایران است که بامداد ۳۱ خرداد ۱۳۶۹ با بزرگای ۷.۴ بخش وسیعی از شمال کشور را لرزاند. این زمینلرزه که در پهنه فعال گسلهای البرز و در مجاورت شهرهای رودبار، منجیل، لوشان و دهها روستای استان گیلان رخ داد، علاوه بر برجای گذاشتن دهها هزار کشته و صدها هزار بیخانمان، نقطه عطفی در تاریخ مدیریت بحران، مهندسی زلزله و مطالعات لرزهخیزی کشور محسوب میشود.
این رخداد نه تنها چهره جغرافیایی و کالبدی منطقه را دگرگون کرد، بلکه با آشکار ساختن آسیبپذیری گسترده سکونتگاهها و زیرساختها، ضرورت بازنگری در سیاستهای ساختوساز، امدادرسانی و آمادگی در برابر سوانح طبیعی را بیش از پیش نمایان ساخت. با گذشت بیش از سه دهه از آن شب هولناک، زلزله رودبار و منجیل همچنان در حافظه جمعی ایرانیان و در ادبیات علمی زلزلهشناسی کشور جایگاهی ویژه دارد.
دکتر علی بیتاللهی، عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، از جمله پژوهشگرانی است که در زمان وقوع این زمینلرزه به عنوان دانشجوی کارشناسی ارشد ژئوفیزیک دانشگاه تهران در جریان مستقیم رویداد قرار داشت و در روزها و هفتههای پس از حادثه نیز در مناطق آسیبدیده حضور یافت. او در گفتوگو با ایسنا ضمن مرور خاطرات شخصی خود از آن روزها، به بیان مشاهدات میدانی، روایتهای کمتر شنیدهشده و برخی پیامدهای علمی و اجتماعی این زمینلرزه بزرگ پرداخته است.
تغییر رفتار حیوانات و هواپیمایی که در مسیر نادرست قرار گرفت
دکتر علی بیتاللهی، عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، در گفتوگو با ایسنا با مرور خاطرات خود از زلزله رودبار ـ منجیل، اظهار کرد: در زمان وقوع این زمینلرزه در سال ۱۳۶۹، دانشجوی کارشناسی ارشد مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران بودم و همزمان در همان مؤسسه نیز فعالیت میکردم. وقوع زلزله با ایام مسابقات جام جهانی فوتبال ۱۹۹۰ ایتالیا همزمان شده بود و ما در خوابگاه امیرآباد دانشگاه تهران مشغول تماشای دیدار برزیل و اسکاتلند بودیم.
وی افزود: حدود نیم ساعت از آغاز روز پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۶۹ گذشته بود که ناگهان لرزش و ارتعاش شدیدی احساس کردیم. ترس و وحشت شدیدی ایجاد شد و دانشجویان از ساختمان خارج شدند. به یاد دارم که تا چند هفته پس از آن، تعداد زیادی از دانشجویان در حیاط کوی دانشگاه تهران میخوابیدند و فضای آن روزها سرشار از نگرانی و دلهره بود.
بیتاللهی با اشاره به شرایط کشور در زمان وقوع این زلزله اظهار کرد: ایران به تازگی از دوران جنگ تحمیلی خارج شده بود و اقتصاد کشور در وضعیت مناسبی قرار نداشت. ساختار مشخصی برای مدیریت بحران وجود نداشت و امکانات ارتباطی نیز محدود بود. در چنین شرایطی وقوع زمینلرزهای با بزرگای ۷.۴ در محدوده شهرهای رودبار، منجیل، لوشان، رستمآباد، جیرنده و دهها روستای اطراف، آثار و پیامدهای گستردهای بر جای گذاشت.

موقعیت روستای کلیشم
وی افزود: آمارهای مربوط به خسارتها و تلفات این زلزله به دلیل شرایط آن زمان چندان دقیق نیست، اما گزارشها حاکی از آن بود که حدود ۳۷ هزار نفر جان خود را از دست دادند، بیش از ۲۰۰ هزار واحد مسکونی تخریب شد و خسارتهای سنگینی به تأسیسات و اماکن عمومی وارد آمد. همچنین حدود ۵۰۰ هزار نفر بیخانمان شدند. حجم خسارتهای واردشده به حدی بود که بخش قابل توجهی از بودجههای عمرانی کشور صرف بازسازی مناطق آسیبدیده شد و این حادثه رویکردهای عمرانی و توسعهای کشور را تحت تأثیر قرار داد.
عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی با اشاره به حضور خود در مناطق زلزلهزده رودبار و منجیل خاطر نشان کرد: در روزهای نخست پس از وقوع زمینلرزه به روستای کلیشم در بخش عمارلو شهرستان رودبار اعزام شدیم و حدود یک ماه در منطقه حضور داشتیم. کلیشم یکی از روستاهای نسبتاً بزرگ منطقه است که در امتداد مسیر لوشان به جیرنده و در ارتفاع حدود ۱۹۴۰ متری از سطح دریا قرار دارد.
وی در گفتوگو با ساکنان روستای کلیشم را بخشی از کار میدانی خود در این منطقه زلزله زده در آن زمان دانست و گفت: تقریباً همه اهالی اظهار میکردند که حدود نیم ساعت تا یک ساعت پیش از وقوع زلزله، حیوانات و دامهایشان رفتارهای غیرعادی از خود نشان داده بودند.
بیتاللهی اضافه کرد: به گفته روستاییان، گاوها و اسبها در طویلهها بیقرار شده بودند، پاهای خود را به زمین میکوبیدند و تلاش میکردند از آخورها و طویلهها خارج شوند. سگها نیز بهطور ممتد پارس میکردند و سایر حیوانات نیز نشانههای آشکاری از بیقراری داشتند.
بیتاللهی خاطرنشان کرد: آن زمان که دانشجوی کارشناسی ارشد ژئوفیزیک بودم، با شنیدن این روایتها آرزو میکردم روزی به مردم روستاهای کشور آموزش داده شود که مشاهده رفتارهای غیرعادی و دستهجمعی حیوانات میتواند هشداری برای وقوع یک رخداد طبیعی باشد و در چنین شرایطی احتیاط بیشتری به خرج دهند.
وی تأکید کرد: از آن زمان تاکنون سالهای زیادی گذشته است، اما همچنان معتقدم توجه به دانش بومی و تجربیات مردم محلی در کنار یافتههای علمی میتواند در افزایش آمادگی جوامع در برابر مخاطرات طبیعی مؤثر باشد.
پرواز بر فراز دریای مازندران بجای ترکیه
بیتاللهی با اشاره به برخی مشاهدات و گزارشهای مطرحشده پس از وقوع زلزله رودبار ـ منجیل گفت: چند روز پس از زمینلرزه، مرحوم دکتر جواهریان، رئیس وقت مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران، نقل میکردند که یکی از خلبانان هواپیمایی مسافربری ایرانی با ایشان تماس گرفته و مشاهدات جالبی را از ساعات پیش از وقوع زلزله مطرح کرده است.
وی افزود: این خلبان که در پروازی به مقصد ترکیه حضور داشت، متوجه شده بود هواپیما در مسیری متفاوت از مسیر مورد انتظار قرار گرفته و بر فراز دریای خزر قرار دارد. به اعتقاد وی، این رخداد میتوانست ناشی از اختلال و ناهنجاری در میدان مغناطیسی زمین پیش از وقوع زلزله و تأثیر آن بر تجهیزات ناوبری باشد. در آن زمان ایستگاه سنجش میدان مغناطیسی زمین در محوطه مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران واقع در خیابان کارگر شمالی فعال بود و دکتر گویا، استاد ژئومغناطیس دانشگاه، مسئولیت این بخش را بر عهده داشتند.
عضو هیات علمی مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی افزود: بررسی دادههای ثبتشده در این ایستگاه نشان میداد که همزمان با وقوع زلزله رودبار، تغییرات و رفتارهای قابل توجهی در رکوردهای میدان مغناطیسی زمین مشاهده شده بود که برای پژوهشگران این حوزه اهمیت داشت.
بیتاللهی در ادامه با اشاره به پیامدهای ثانویه زلزله در مناطق روستایی گفت: در مناطق کوهستانی، آبهای زیرزمینی از طریق درزها و شکافهای سنگی جریان پیدا میکنند و در نقاطی به صورت چشمه ظاهر میشوند. وقوع زمینلرزههای بزرگ میتواند این سامانه طبیعی را دچار تغییر کرده و موجب خشک شدن یا جابهجایی مسیر چشمهها شود.
وی با بیان اینکه پس از زلزله رودبار، تعدادی از چشمههای منطقه کلیشم، ویه و برخی روستاهای اطراف خشک شدند و همین مسئله باعث بروز تنشها و اختلافاتی میان ساکنان منطقه بر سر تأمین آب شد، خاطرنشان کرد: در آن زمان نمایندهای از وزارت کشور به مؤسسه ژئوفیزیک مراجعه کرد و از بروز مشکلات جدی ناشی از کمبود آب در منطقه خبر داد. به دنبال این موضوع، برای بررسی شرایط و یافتن راهکاری برای تأمین آب شرب روستاها راهی منطقه شدیم.
بیتاللهی اضافه کرد: هدف ما این بود که با مطالعه گسلها، درزهها و ساختارهای زمینشناسی منطقه، مسیرهای احتمالی آبهای زیرزمینی را شناسایی کنیم و امکان تأمین آب شرب برای ساکنان روستای کلیشم را فراهم آوریم. در این مأموریت با همکاری دکتر بهروز اسکوئی، عضو هیأت علمی کنونی مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران، تلاش گستردهای برای شناسایی منابع آب زیرزمینی انجام شد و در نهایت عملیات حفاری به نتیجه رسید و آب مناسبی برای تأمین نیازهای روستا استخراج شد.
انتهای پیام










دیدگاه ها