به گزارش «نفت ما»، اوپک همواره سعی کرده با کم و زیاد کردن تولید نفت، تعادل عرضه و تقاضا و در نهایت قیمت‌ها را کنترل کند. اما در سال‌های اخیر، قواعد این بازی تغییر کرده و تعداد بازیگران تأثیرگذار در هر دو سوی معادله بیشتر شده است.
در دو جنگ اخیر علیه ایران هم، اوپک بارها درباره افزایش تولید نفت و لغو کاهش داوطلبانه بیانیه صادر کرد و مجموعه تصمیمات آن باعث این پرسش شد که با بسته بودن تنگه هرمز و عدم خروج نفت و مشتقات آن، این سلسله اقدامات صرفاً جنبه روانی دارد یا اثری واقعی بر بازار خواهد گذاشت؟
سال‌ها پیش، پژوهشی معتبر در پایگاه «ScienceDirect» به همین پرسش پاسخ داده بود. در این مقاله نویسندگان، قدرت اوپک را انکار نمی‌کنند، اما آن را مطلق نمی‌دانند. بر اساس داده‌های قیمت نفت از ۱۹۸۶ تا ۲۰۱۶، مهم‌ترین نتیجه این است که در بلندمدت، رشد اقتصاد جهانی اصلی‌ترین عامل تعیین‌کننده قیمت نفت است؛ هرچه اقتصاد جهان داغ‌تر باشد، تقاضا بیشتر و قیمت‌ها بالاتر می‌رود و برعکس. در کنار این، محدودیت منابع و افزایش هزینه‌های استخراج نیز در سال‌های اخیر نقش فزاینده‌ای پیدا کرده و عملاً دست اوپک را برای تعیین یک‌طرفه قیمت‌ها بسته است.
نوسان‌های اخیر بازار گواه دیگری بر این گزاره است. اخیرا در گزارشی از رویترز آمده است که پس از حمله حوثی‌ها به یک نفتکش سعودی، قیمت نفت بالا رفت؛ با آنکه روز گذشته آن، خوش‌بینی به مذاکرات ایران و آمریکا قیمت را حدود پنج درصد پایین آورده بود. در این فاصله کوتاه، نه تولید نفت تغییری کرده بود و نه مصرف جهانی؛ تنها تغییر انتظارات و نگرانی‌های سیاسی کافی بود تا قیمت‌ها نوسان شدیدی پیدا کنند.
البته تردید درباره جایگاه اوپک موضوع تازه‌ای نیست، اما پس از خروج امارات متحده عربی از این سازمان، این بحث به اوج رسید؛ تا جایی که مؤسسه بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها تیتر زد: «وقت دفن اوپک فرا رسیده است.»
 
تقاضای چین جای عرضه اوپک را گرفته است؟
 
هادی موسوی، کارشناس حوزه انرژی، در گفت‌وگو با «نفت ما» در این باره می‌گوید: «تقریباً یک دهه است که تأثیرگذاری روی بازار قیمت نفت از سمت تولیدکننده‌ها به سمت مصرف‌کننده‌ها گرایش پیدا کرده؛ یعنی بیش از آنکه حجم عرضه بازار را تغییر بدهد، حجم تقاضا باعث تغییر قیمت شده است».
او می‌گوید: «چند عامل بسیار مؤثر در این میان وجود داشته است. نخست، مصرف چین که تأثیر آشکاری بر قیمت نفت گذاشته؛ دوم، حجم ذخایر استراتژیک آمریکا که به نوعی خود به عنوان بازار مصرف محسوب می‌شوند. این دو عامل، یعنی چین و ذخایر استراتژیک، دست‌کم در یک دهه اخیر، تأثیرگذاری بسیار بیشتری نسبت به حجم عرضه اوپک داشته‌اند».
موسوی ادامه می‌دهد: «به همین دلیل است که شاهد خروج کشورهایی مانند قطر و امارات از اوپک هستیم و سایر اعضا نیز در حال بررسی این موضوع هستند که عضویت در این سازمان چه مزیتی برایشان دارد؛ چرا که کارتل انحصاری تعیین‌کننده قیمت نفت که روزگاری منافع اعضا را تأمین می‌کرد، اکنون دیگر پاسخگوی نیازهای کنونی نیست».
 
ظهور نفت شیل معادلات اوپک را تغییر داد
 
موسوی درباره افزایش وزن تولیدکنندگان خارج از اوپک در بازار جهانی نفت می‌گوید: «مهم‌ترین دلیل این روند آن است که وقتی قیمت نفت از حوالی ۴۰ دلار به بالا رفت، اقتصاد شیل‌اویل عملاً رونق یافت و به‌تدریج سرمایه‌گذاری در زمینه نفت‌های نامتعارف، که با قیمت بالاتری تولید می‌شوند، افزایش پیدا کرد. در ادامه، هزینه تولید این نوع نفت‌ها به‌مرور کاهش یافت و به‌تبع آن، تولیدشان نیز رشد چشمگیری کرد؛ از یک سو تولیدکنندگان جدید وارد بازار شدند و از سوی دیگر، کشورهای تولیدکننده پیشین نیز به سراغ منابع نامتعارف خود رفتند و از آنها بهره‌برداری بیشتری کردند. در نتیجه، وزن عرضه کشورهای غیراوپکی در بازار جهانی به‌شدت افزایش یافت».
 
اوپک غول نفتی رو به افول
 
موسوی با وجود کاهش وزن اوپک در بازار جهانی نفت، معتقد است این سازمان همچنان یک بازیگر مهم باقی خواهد ماند. او می‌گوید: «اوپک همچنان در بازار نفت تأثیر خواهد داشت، اما این نکته را باید مد نظر قرار داد که درصد این تأثیرگذاری کاهش یافته؛ یعنی روزگاری اوپک بازیگری فعال و تعیین‌کننده قیمت بود اما اکنون بازیگران دیگری وارد میدان شده‌اند».
 

 

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را از طریق فرم زیر اسال نمایید

نظرسنجی

مارا دنبال کنید

آگهی