به گزارش «نفت ما»، پس از هدف قرار گرفتن فرودگاه صنعا توسط عربستان سعودی، سخنگوی نیروهای مسلح یمن با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که عربستان نزدیک به ۱۲ سال است با اعمال محاصره زمینی، دریایی و هوایی علیه یمن، بنادر و فرودگاه‌های این کشور را هدف قرار داده و با غارت منابع و تشدید فشارها، رنج مردم یمن را افزایش داده است.
وی همچنین اعلام کرد که از زمان انتشار این بیانیه، محاصره دریایی علیه عربستان سعودی بر اساس معادله «محاصره در برابر محاصره» وارد مرحله اجرایی می‌شود.
پس از انتشار این بیانیه، «کتائب حزب‌الله عراق» نیز با صدور بیانیه‌ای رسمی، ضمن اعلام همبستگی با ملت و رهبری یمن، از تصمیم نیروهای مسلح این کشور برای اعمال محاصره دریایی علیه عربستان سعودی حمایت کرد.
چند ساعت بعد، عربستان سعودی در واکنش به این تصمیم، با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که اقدام اعلام‌شده از سوی یمن را محکوم می‌کند. ریاض همچنین اتهام مطرح‌شده از سوی انصارالله مبنی بر محاصره ملت یمن را رد و محکوم کرد و افزود که همه اقدامات لازم را برای حفاظت از کشتی‌های خود، در چارچوب قوانین بین‌المللی، انجام خواهد داد.
اگرچه هنوز مشخص نیست این تهدید تا چه اندازه عملی خواهد شد، اما واکنش‌های اولیه نشان می‌دهد این موضوع تنها یک موضع‌گیری سیاسی نیست و می‌تواند ابعاد امنیتی و اقتصادی گسترده‌تری بر سایر کشورهای عربی به علت هم‌زمانی آن با بسته شدن تنگه هرمز داشته باشد.
علی نجات، کارشناس مسائل خاورمیانه در گفت‌وگو با «نفت ما» درباره این محاصره گفت:« به اعتقاد من، اعلام محاصره دریایی عربستان از سوی انصارالله را باید در چارچوب راهبرد «محاصره در برابر محاصره» و تلاش برای ایجاد بازدارندگی متقابل تحلیل کرد. هدف اصلی این اقدام لزوماً ایجاد یک محاصره کامل و کلاسیک دریایی نیست، بلکه افزایش هزینه‌های امنیتی، اقتصادی و سیاسی برای ریاض و تغییر ادراکات و محاسبات رهبران و نخبگان این کشور است».
وی ادامه داد:«اهمیت این تهدید زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم عربستان سعودی طی ماه‌های اخیر برای کاهش آسیب‌پذیری خود در برابر تنگه هرمز، بخشی از صادرات نفت خود را به مسیر خط لوله شرق – غرب و بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل کرده است. بنابراین، اگر باب‌المندب نیز با ناامنی مواجه شود، سعودی با یک وضعیت پیچیده روبه‌رو خواهد شد؛ زیرا هم مسیر سنتی صادرات انرژی در خلیج فارس و هم مسیر جایگزین دریای سرخ تحت فشار قرار می‌گیرد».

نگرانی ریاض از ناامن شدن دریای سرخ

نجات مهم‌ترین پیامد این اقدام برای عربستان را افزایش ریسک امنیتی در بنادر غربی این کشور مانند جده و ینبع، افزایش هزینه بیمه و حمل‌ونقل دریایی و ایجاد اختلال در تجارت خارجی دانست و اظهار کرد:« باید میان ایجاد اختلال و توقف کامل صادرات تفاوت قائل شد. عربستان دارای ظرفیت‌های اقتصادی، ذخایر نفتی و مسیرهای جایگزین است، اما تجربه حملات پهپادی و موشکی گذشته انصارالله نشان داده است که این بازیگر می‌تواند، هزینه‌های سنگینی به یک قدرت منطقه‌ای تحمیل کند».
این کارشناس مسائل خاورمیانه افزود:« درواقع، بزرگ‌ترین نگرانی عربستان سعودی این است که دریای سرخ که در ماه‌های اخیر به یک مسیر راهبردی برای صادرات انرژی و توسعه پروژه‌های اقتصادی این کشور تبدیل شده، خود به یک نقطه آسیب‌پذیر جدید تبدیل شود. اگر هم‌زمان دو گلوگاه مهم منطقه یعنی تنگه هرمز و باب‌المندب با اختلال مواجه شوند، فشار بر امنیت انرژی عربستان و بازار جهانی نفت به شکل قابل توجهی افزایش خواهد یافت».

تلاش برای فراگیر نشدن جنگ

نجات واکنش به این تهدیدات را ترکیبی از اقدامات نظامی، دیپلماتیک و امنیتی دانست و ادامه داد:«عربستان از یک سو تلاش خواهد کرد امنیت مسیرهای دریایی خود را از طریق افزایش حضور دریایی، تقویت سامانه‌های دفاعی و همکاری با شرکای بین‌المللی مانند آمریکا و دیگر کشورهای غربی تضمین کند. از سوی دیگر، تلاش خواهد کرد این اقدام انصارالله را به عنوان تهدیدی علیه آزادی کشتیرانی بین‌المللی مطرح کند تا حمایت سیاسی و امنیتی جامعه جهانی را جلب کند».
وی گفت:«البته باید توجه داشت که عربستان پس از تجربه چند سال جنگ در یمن، احتمالاً تمایل ندارد دوباره وارد یک جنگ گسترده و فرسایشی شود. سیاست فعلی ریاض بیشتر بر مدیریت بحران، کاهش تنش، تثبیت امنیت منطقه و تمرکز بر برنامه‌های اقتصادی مانند چشم‌انداز ۲۰۳۰ استوار است. بنابراین، اگرچه عربستان در برابر تهدید مستقیم علیه نفتکش‌ها، بنادر یا زیرساخت‌های حیاتی خود واکنش سخت نشان خواهد داد، اما احتمالاً تلاش می‌کند این واکنش کنترل‌شده باشد و به یک جنگ فراگیر تبدیل نشود».
به اعتقاد این کارشناس خاورمیانه «اگر انصارالله این تهدید را از سطح سیاسی به مرحله عملیاتی منتقل کند و حملات واقعی علیه کشتی‌های سعودی یا مسیرهای تجاری انجام دهد، احتمال افزایش حملات محدود علیه مواضع نظامی و زیرساخت‌های موشکی و پهپادی این گروه وجود خواهد داشت».

پاشنه آشیل جدید اقتصاد عربستان

نجات در پاسخ به این سوال که مهم‌ترین پیامد این اقدام برای اقتصاد عربستان، صادرات نفت و تجارت دریایی این کشور چیست؟ گفت:«مهم‌ترین پیامد اقتصادی این اقدام افزایش هزینه امنیت و تجارت برای عربستان سعودی است. اهمیت موضوع در این است که عربستان در سال‌های اخیر تلاش کرده است با توسعه مسیر دریای سرخ، آسیب‌پذیری خود را در برابر تحولات خلیج فارس کاهش دهد. خط لوله شرق – غرب و بندر ینبع بخشی از این راهبرد هستند و به همین دلیل، تهدید باب‌المندب مستقیماً یک مسیر حیاتی عربستان را هدف قرار می‌دهد».
وی ادامه داد:«اگر ناامنی در دریای سرخ ادامه پیدا کند، نخستین پیامد آن افزایش هزینه حمل نفت و کالا، افزایش حق بیمه کشتی‌ها، طولانی‌تر شدن مسیرهای تجاری و کاهش جذابیت بنادر سعودی خواهد بود. در بخش نفت نیز مشکل اصلی لزوماً توقف کامل صادرات نیست، بلکه افزایش هزینه انتقال، کاهش انعطاف‌پذیری صادراتی و ایجاد نگرانی در بازارهای جهانی است».
این کارشناس در ادامه اظهار کرد:«از سوی دیگر، اقتصاد عربستان تنها به نفت وابسته نیست. پروژه‌های بزرگ اقتصادی مانند توسعه بنادر، مناطق گردشگری ساحلی و برنامه تبدیل عربستان به یک مرکز لجستیکی منطقه‌ای، همگی به امنیت دریای سرخ وابسته هستند. بنابراین، تداوم ناامنی می‌تواند بر سرمایه‌گذاری خارجی، تجارت غیرنفتی و اجرای اهداف چشم‌انداز ۲۰۳۰ نیز تأثیر منفی بگذارد. همچنین در یک سناریوی بدبینانه و شدیدتر، اگر هم تنگه هرمز و هم باب‌المندب هم‌زمان با محدودیت مواجه شوند، عربستان با یکی از جدی‌ترین چالش‌های امنیت انرژی خود در دهه‌های اخیر مواجه خواهد شد؛ زیرا دو مسیر اصلی انتقال نفت این کشور تحت فشار قرار می‌گیرد».

پیامدهای جهانی بحران در باب‌المندب

وی با اشاره به اینکه ناامن شدن دریای سرخ را یک مسئله صرفاً سعودی یا منطقه‌ای نیست، بلکه پیامدهای جهانی خواهد داشت؛ یادآور شد:« این منطقه یکی از مهم‌ترین مسیرهای تجارت دریایی جهان میان آسیا و اروپا است. در سطح منطقه، عربستان بیشترین آسیب مستقیم را خواهد دید، زیرا هم دارای ساحل طولانی در دریای سرخ است و هم بخشی از زیرساخت‌های انرژی و تجاری آن به این مسیر وابسته است».
این کارشناس ادامه داد:« پس از عربستان، امارات و بحرین نیز تحت تأثیر قرار خواهند گرفت. اگرچه وابستگی مستقیم آنها به دریای سرخ کمتر است، اما اقتصاد آنها بر تجارت، بنادر، حمل‌ونقل دریایی و شبکه‌های لجستیکی منطقه‌ای استوار است. افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و ناامنی مسیرهای دریایی می‌تواند بر فعالیت‌های تجاری آنها نیز اثر بگذارد.در میان کشورهای عربی، مصر احتمالاً یکی از بزرگ‌ترین آسیب‌دیدگان خواهد بود، زیرا کاهش عبور کشتی‌ها از دریای سرخ مستقیماً درآمدهای کانال سوئز را تحت تأثیر قرار می‌دهد. همچنین اردن، اسرائیل و کشورهای ساحلی دریای سرخ نیز از کاهش تردد دریایی و افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل متأثر خواهند شد».
نجات خاطرنشان کرد:«در سطح جهانی نیز کشورهای آسیایی مانند چین، هند، ژاپن و کره جنوبی که بخش مهمی از انرژی و تجارت خود را از این مسیر تأمین می‌کنند، با افزایش هزینه انرژی و اختلال در زنجیره تأمین مواجه خواهند شد. کشورهای اروپایی نیز به دلیل وابستگی به مسیر دریای سرخ برای تجارت با آسیا، از این وضعیت آسیب خواهند دید . در مجموع، اقدام انصارالله یک پیام راهبردی مهم دارد که امنیت انرژی و تجارت جهانی دیگر تنها به خلیج فارس محدود نیست، بلکه باب‌المندب و دریای سرخ نیز به یکی از مهم‌ترین نقاط رقابت ژئوپلیتیکی در منطقه رخنه‌پذیر و تنش‌زای خاورمیانه تبدیل شده‌ است».

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را از طریق فرم زیر اسال نمایید

نظرسنجی

مارا دنبال کنید

آگهی