به گزارش نفت ما، در دهه‌های گذشته هر کشوری که نفت بیشتری داشت یا مسیرهای انتقال نفت را کنترل می‌کرد، نفوذ ژئوپلیتیکی بیشتری به دست می‌آورد و به تعبیری، نفت ابزار اصلی قدرت بود، اما در سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از بحران انرژی اروپا در پی جنگ اوکراین و سپس تنش‌های خاورمیانه، گاز طبیعی و به‌ویژه گاز طبیعی مایع (LNG) به مهم‌ترین متغیر امنیت انرژی تبدیل شده است.
گاز در دهه‌های گذشته عمدتاً از طریق خط لوله منتقل می‌شد؛ از روسیه به اروپا، از ایران به ترکیه و از الجزایر به اروپا از مهم‌ترین مسیرهای خط لوله محسوب می‌شدند، اما محدودیت بزرگ خط لوله که فقط امکان انتقال گاز به کشورهای همسایه را فراهم می‌کند، سبب شد تا LNG وارد میدان بازی شود. شرکت‌های بزرگ انرژی گاز را استخراج و تا حدود منفی ۱۶۲درجه سانتی‌گراد سرد و مایع می‌کردند. در چنین شرایطی این شرکت‌ها می‌توانستند این محصول را با کشتی به هر نقطه جهان که می‌خواستند، حمل کنند تا در مقصد دوباره به گاز تبدیل و وارد شبکه شود. به همین دلیل، گاز از یک کالای منطقه‌ای به یک کالای جهانی تبدیل شد.
 
چرا LNG ژئوپلیتیک را تغییر داد ؟
 
امروز هر کشوری که بتواند LNG تولید یا حمل کند، نفوذ راهبردی بیشتری در اقتصاد جهان دارد. به گزارش رویترز، درحال‌حاضر بازیگران اصلی بازار LNG، آمریکا، قطر و استرالیا هستند. حتی روسیه هم با وجود تحریم‌ها نقش پررنگی در این بازار دارد. جالب آنکه کشورهای آفریقایی مانند موزامبیک نیز در حال ورود به بازار و سهم‌گیری از آن هستند. این کشورها اکنون نقش مهمی در امنیت انرژی جهان دارند.
بعد از کاهش واردات گاز روسیه، اروپا مجبور شد منابع جدید پیدا کند. در نتیجه واردات LNG از آمریکا به‌شدت افزایش یافت و قطر نیز برای اروپا اهمیت بیشتری پیدا کرد. در ادامه آن بود که پایانه‌های دریافت LNG در کشورهای اروپایی توسعه یافتند. گزارش اخیر نهاد تنظیم‌گر بازار انرژی اتحادیه اروپا (ACER) نشان می‌دهد آمریکا اکنون بیش از نیمی از واردات LNG اتحادیه اروپا را تأمین می‌کند و این وابستگی احتمالاً بیشتر هم خواهد شد.
 
چرا تنگه هرمز برای LNG حیاتی است؟
 
از آنجاکه بخش بزرگی از صادرات LNG قطر از تنگه هرمز عبور می‌کند، بنابراین هرگونه تنش در این آبراه فقط بازار نفت را دچار مشکل نمی‌کند؛ بلکه بازار جهانی گاز را نیز تحت فشار قرار می‌دهد. چنانچه در بحران اخیر، علاوه بر اینکه میادین گازی قطر با توقف تولید همراه شد، بخشی از حمل‌ونقل LNG مختل شد و رشد تجارت جهانی LNG نیز متوقف شد. همین امر بازارهای آسیایی و اروپایی را با چالش‌های جدی همراه کرد. رویترز در گزارشی به این موضوع اشاره کرد که شرکت بین‌المللی شل هشدار داده بود اگر اختلال‌ها ادامه یابد، رشد تجارت جهانی LNG در سال ۲۰۲۶ متوقف خواهد ماند و حدود ۲۰ درصد عرضه ماهانه LNG جهان تحت تأثیر قرار می‌گیرد.
 
آمریکا، برنده بزرگ بازار گاز
 
آمریکا با توسعه گاز شیل، از واردکننده به یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان LNG جهان تبدیل شده است، به‌طوری‌که اکنون اروپا به LNG آمریکا وابسته‌تر شده است و بر همین اساس نیز آمریکا می‌تواند از صادرات گاز به‌عنوان ابزار نفوذ اقتصادی و سیاسی در اروپا استفاده کند. وال‌استریت‌ژورنال در این رابطه نوشته: «قراردادهای بلندمدت LNG به بخشی از روابط راهبردی با متحدان تبدیل شده‌اند».
در این میان، قطر که به‌عنوان بزرگ‌ترین صادرکننده سنتی LNG جهان شناخته می‌شود، از جنگ خاورمیانه دچار خسارت جدی شد و صادرات LNG این کشور با کاهش همراه شد؛ به همین دلیل می‌توان گفت که هرگونه تنش در خلیج فارس مستقیماً امنیت انرژی اروپا و آسیا را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
 
ایران کجای این معادله قرار دارد؟
 
ایران از نظر ذخایر گاز در میان بزرگ‌ترین کشورهای جهان است، اما به دلیل تحریم‌ها، محدودیت فناوری و کمبود زیرساخت، سهم بسیار محدودی در تجارت جهانی LNG دارد. این امر سبب شده تا یک پارادوکس ژئوپلیتیکی ایجاد شود؛ یعنی ایران ذخایر عظیم دارد و در عین حال، نقش کوچکی در بازار جهانی LNG ایفا می‌کند، اما در مقابل، هرگونه تنش پیرامون ایران می‌تواند بازار جهانی گاز را به‌شدت متلاطم کند. به بیان دیگر، ایران بیش از آنکه صادرکننده تعیین‌کننده LNG  باشد، از نظر ژئوپلیتیکی بر مسیرها و امنیت عرضه جهانی اثر می‌گذارد.
 
افزایش سرمایه‌گذاری جهان در LNG
 
رویترز در گزارشی نوشته بسیاری از شرکت‌های بزگ نفتی که پیش‌تر سرمایه‌های خود را از سوخت‌های فسیلی به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر منتقل کرده بودند، اکنون بسیاری از همان شرکت‌ها، سرمایه‌گذاری در LNG را دوباره افزایش داده‌اند. البته این بازگشت به معنای کنار گذاشتن گذار انرژی نیست؛ بلکه LNG را به‌عنوان «سوخت انتقالی» و ابزار امنیت انرژی در نظر گرفته شده است. اما چرا سرمایه‌گذاری در LNG دوباره افزایش یافت؟
بحران انرژی اروپا پس از کاهش واردات گاز روسیه، افزایش تقاضای آسیا به‌ویژه در چین، هند و جنوب‌ شرق آسیا و تنش‌های ژئوپلیتیکی مانند حمله آمریکا و اسرائیل به ایران و افزایش ریسک تنگه هرمز که مستقیما امنیت عرضه را تحت تأثیر قرار داد، سه عامل اصلی روی آوردن دوباره شرکت‌های بزرگ برای سرمایه‌گذاری در LNG به شمار می‌روند. رویترز در گزارشی به این موضوع اشاره کرده و نوشته براساس گزارش سالانه LNG این شرکت شل، تقاضای جهانی LNG تا سال ۲۰۵۰ حدود ۶۵ درصد رشد خواهد کرد و برای پاسخ به این تقاضا، جهان به حدود ۲۰۰ میلیون تن ظرفیت جدید LNG علاوه بر پروژه‌های فعلی نیاز دارد. با این حال و با وجود اختلال‌های ناشی از بحران هرمز، شل همچنان چشم‌انداز بلندمدت LNG را بسیار مثبت ارزیابی می‌کند و به تعبیری این شرکت نه‌تنها عقب‌نشینی نکرده، بلکه LNG را محور اصلی استراتژی خود قلمداد کرده است.
همچنین اکسون‌مبیل نیز سرمایه‌گذاری در پروژه‌های گازی را با تمرکز بر توسعه LNG آمریکا، پروژه‌های گویان و مشارکت در توسعه ظرفیت صادرات گاز، افزایش داده است. این شرکت LNG را یکی از مهم‌ترین منابع رشد درآمد آینده ارزیابی کرده است.
توتال‌انرژی در این میان سیاست میانه‌ای را در پیش گرفته است. از یک سو در انرژی‌های تجدیدپذیر سرمایه‌گذاری می‌کند و از سوی دیگر یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران LNG جهان باقی مانده است. حضور فعال در پروژه‌های بزرگ قطر و قراردادهای بلندمدت فروش LNG نشان می‌دهد که LNG همچنان ستون اصلی سبد سرمایه‌گذاری این شرکت محسوب می‌شود.
در این میان شورون نیز در حال افزایش وزن گاز در سبد خود است. تحلیل‌های مالی این شرکت نشان می‌دهد که درآمد LNG آن، به دلیل قراردادهای بلندمدت، ثبات بیشتری نسبت به درآمد نفت دارد و همین موضوع انگیزه سرمایه‌گذاری را افزایش داده است.
شرکت ایتالیایی اِنی هم اخیرا با شرکت دولتی آرژانتین برای مشارکت در پروژه‌های مرتبط با صادرات LNG توافق کرد. این نشان می‌دهد که حتی در شرایط ناپایدار ژئوپلیتیکی نیز شرکت‌های بزرگ در حال ورود به پروژه‌های جدید LNG هستند.
 
ورود شرکت‌های غیرنفتی برای سرمایه‌گذاری در LNG
 
نکته جالب آن است که علاوه بر شرکت‌های نفتی، صندوق‌های سرمایه‌گذاری و شرکت‌های مالی نیز وارد پروژه‌های LNG شده‌اند. شرکت‌های مالی آپولو، بلک‌استون و کوهلبرگ‌کراویس‌رابرتس (KKR) برای خرید بخشی از پروژه LNG کانادا وارد رقابت شده‌اند؛ پروژه‌ای که ارزش معامله آن بین ۱۰ تا ۱۵ میلیارد دلار برآورد شده است. این نشان می‌دهد LNG اکنون به‌عنوان یک دارایی زیرساختی با بازده بلندمدت نیز جذاب شده است.
بنابراین می‌توان گفت شرکت‌های بزرگ دیگر فقط روی منابع و ذخایر گازی متمرکز نیستند و به این نکته اهمیت می‌دهند که کدام مسیرها امن هستند و بر این اساس، سرمایه‌گذاری خود را کلید می‌زنند. به بیان دیگر، معیارهای تصمیم‌گیری از «ذخایر» به سمت «تاب‌آوری زنجیره تأمین»و «امنیت مسیرهای حمل‌ونقل » حرکت کرده است.
این دقیقاً همان جایی است که تنگه هرمز، باب‌المندب، کانال سوئز و دیگر مسیرهای عبور LNG،  به دارایی‌های ژئوپلیتیکی تبدیل می‌شوند. به همین دلیل، انتظار می‌رود در سال‌های آینده رقابت نه فقط بر سر میدان‌های گازی، بلکه بر سر کنترل و حفاظت از کریدورهای انتقال انرژی نیز تشدید شود.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را از طریق فرم زیر اسال نمایید

نظرسنجی

مارا دنبال کنید

آگهی