به گزارش «نفت ما»، پلیمرها با تنوع گسترده خود در صنایع پاییندستی از جمله لوله و اتصالات، بستهبندی، خودروسازی، شویندهها و نساجی نقش کلیدی دارند. پس از حمله آمریکا و اسرائیل به مجتمعهای پتروشیمی ماهشهر و عسلویه و خروج پتروشیمی ها از مدار تولید، عرضه برخی محصولات در بورس کالای ایران دچار اختلال شد.
در میان محصولات مختلف، پلیاتیلن ترفتالات بطری (PET) بیشترین آسیب را از کاهش عرضه دید که کاربرد گستردهای در تولید بطریهای نوشیدنی دارد. کاهش عرضه این محصول، آن را به یکی از پرنوسانترین کالاهای بازار تبدیل کرد و اثرات تورمی قابل توجهی بر صنایع پاییندستی بهجا گذاشت.
شدت کمبود به حدی رسید که به گفته فعالان صنعتی، بخش قابل توجهی از زنجیره تولید مرتبط را تحت فشار قرار داد.
پیشتر بابک عابدین، رئیس اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان صنعت چاپ و بستهبندی ایران، در گفتوگو با «نفت ما» اعلام کرده بود:«میانگین تأثیر بستهبندیهای پلیمری بر قیمت نهایی کالا در مواد غذایی بین ۱۰ تا ۳۵ درصد است و در PET حتی به بیش از ۱۰۰ درصد میرسد».
او همچنین به افزایش شدید قیمت فیلمهای پلیپروپیلن اشاره کرده و گفته بود:« این محصول طی ماههای اخیر حدود سه برابر رشد قیمت داشته است».
در همین حال، امیرهومن محمدی، نایبرئیس اتحادیه، نیز از بحران تأمین PVC در صنعت دارو خبر داده و تأکید کرده بود که برخی تولیدکنندگان ناچار به واردات مواد اولیه شدهاند و کمبود موجود، فشار سنگینی بر تولید بستهبندی دارویی وارد کرده است.
روایتی پرسشبرانگیز از پشت پرده بازار
در حالی که بازار رسمی از کمبود مواد اولیه خبر میدهد، یک منبع آگاه در گفتوگو با «نفت ما» تصویری متفاوت از وضعیت عرضه ارائه میکند.
به گفته این منبع انبارهای شادآباد تهران بهعنوان یکی از مراکز اصلی دپوی مواد پتروشیمی، محل ذخیرهسازی حجم قابل توجهی از کالاهای پلیمری است که از بورس کالا خریداری و سپس در شبکه توزیع کشور پخش میشوند.
او میگوید:«از زمان جنگ تاکنون حدود ۱۳۰ هزار تن کالا، رسمی یا غیررسمی، در این انبارها ذخیره شده که نزدیک به ۹۰ درصد آن پلیمر بوده اما نکته حائز اهمیت این است که کسی از سرنوشت این مواد خبری ندارد».
این منبع آگاه میگوید که این ذخایر شامل انواع پلیاتیلن، ABS و PVC بوده که میتوانست در شرایط فعلی نیاز بازار را تا حدودی رفع کند.
وی با اشاره به نقش این مواد در تولید کشور میگوید: «برای مثال در حوزه پلیاتیلن، حدود چهار میلیون تن ظرفیت اسمی داریم که یک میلیون و ۴۰۰ هزار تن آن در داخل مصرف شده و عمده آن یعنی حدود ۸۵ درصد به چین و سهم اندکی به اروپا و ترکیه صادر میشود. چنین رقمی در شرایط عادی میتوانست ۱۰ درصد نیاز داخل را برطرف کند و به مراتب در شرایط فعلی که بازار با کمبود و نوسان عرضه مواجه است، اهمیت استفاده از این ظرفیتها بیش از گذشته برجسته است».
این اظهارات، پرسشهای مهمی درباره ساختار مدیریت بازار پلیمر ایجاد میکند؛ از جمله اینکه سرنوشت ۱۳۰ هزار تن مواد پلیمری چه شده است؟ چرا از این ظرفیت برای تنظیم بازار استفاده نشده است؟ مدیریت این ذخایر در اختیار چه نهادها یا گروههایی قرار دارد؟ آیا این کالاها صادر شدهاند؟ و اگر چنین است چه ادلهای برای صادرات آن در شرایط نیاز داخلی وجود دارد؟








دیدگاه ها