به گزارش "نفت ما"،پالایشگاه ستاره خلیج فارس، بزرگترین پالایشگاه میعانات گازی جهان، در بدو تأسیس ۴۰ درصد سهام خود را به شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی واگذار کرده بود و ۵۰.۰۱ درصد نیز در اختیار پتروگاز اندونزی بود. خروج شریک اندونزیایی معادله مالکیت را تغییر داد و تاپیکو رفتهرفته سهامدار اصلی شد؛ سهمش به ۴۹ درصد رسید، حدود ۳۳ درصد نصیب صندوقهای بازنشستگی صنعت نفت شد و سهم شرکت ملی پالایش و پخش به حدود ۱۸ درصد کاهش یافت.
مجموعهای که روزی ۴۰ درصدش در دست وزارت نفت بود، با کوچک شدن سهم پالایش و پخش از مالکیت مستقیم دولت فاصله گرفت و نقش تاپیکو پررنگتر شد. هرچند در سال ۱۴۰۵، تاپیکو همچنان ۴۹ درصد سهام را در اختیار دارد اما سهم دولت حدود ۱۷/۹ درصد اعلام شده و واگذاری آن در دستور کار قرار گرفته است.
مجمع عمومی پالایشگاه برای بررسی عملکرد مالی منتهی به ۲۹ اسفند ۱۴۰۴ نقطه پایان این روند بود؛ تاپیکو با حفظ سهم ۴۹ درصدی، کنترل مدیریت و اداره پالایشگاه را هم به دست گرفت و حالا تاپیکو دیگر فقط بزرگترین سهامدار نیست بلکه در اداره یکی از مهمترین داراییهای پالایشی کشور نقش تعیینکننده دارد.
نکته مهم آن است که این تغییر آرایش را باید در کنار تحولات ماههای اخیر هلدینگ خلیج فارس دید؛ وزارت نفت در این مدت تمرکز و انرژی قابلتوجهی صرف آرایش مدیریتی هلدینگی کرد که از نظر حقوقی زیرمجموعه مستقیم آن به شمار نمیرود. در همان بازه، جایگاه مستقیم دولت در ستاره خلیج فارس به حدود ۱۸ درصد رسید و همان سهم هم در مسیر واگذاری قرار گرفت.
پرسش اصلی این است که اولویت وزارت نفت باید پرداختن به تغییرات مدیریتی هلدینگ خلیج فارس باشد یا حفظ نفوذ و جایگاه حاکمیتی در مجموعههایی راهبردی مانند ستاره خلیج فارس؟ ستاره خلیج فارس پالایشگاهی معمولی نیست؛ یکی از مهمترین مراکز تولید بنزین و فرآوردههای نفتی کشور است و تغییر آرایش مالکیت و مدیریت آن میتواند در بلندمدت پیامدهایی فراتر از یک جابهجایی مدیریتی داشته باشد.










دیدگاه ها