به گزارش صدای پتروشیمی، اگر بخواهیم مسیر مدیریتی تابشنژاد را مرور کنیم، شاید مهمترین نقطه آن به روزهای بومیسازی کاتالیست در پتروشیمی مروارید بازگردد؛ جایی که ایستادگی بر اجرای آن، در نهایت نهتنها به نتیجه رسید، بلکه ظاهراً به سکوی پرتابی برای ارتقای جایگاه مدیریتی او تبدیل شد.
پس از آن، تابشنژاد راهی فارابی شد و خیلی زود بر صندلی مدیرعاملی این شرکت تکیه زد.
اکنون نیز نام او به عنوان سرپرست در آلای مهستان دیده می شود؛ شرکتی که برخلاف بسیاری از مجموعههای عملیاتی، هنوز درگیر تکمیل پروژهها، تأمین تجهیزات و تصمیمات سنگین مالی و فنی است.
همین موضوع باعث شده برخی فعالان صنعت این پرسش را مطرح کنند که آیا موفقیت در پرونده کاتالیست مروارید، به یک اعتبار دائمی برای تابشنژاد تبدیل شده است؟ اعتباری که هر بار مسیر مسئولیتهای بزرگتر را برای او هموار میکند.
آلای مهستان اما داستان متفاوتی دارد،اینجا دیگر صحبت از یک پروژه محدود نیست؛ صحبت از مجموعهای است که برای رسیدن به بهرهبرداری نیازمند تجهیزات و سرمایهگذاریهای چند میلیون دلاری است و هر تصمیم مدیریتی میتواند آثار بلندمدتی بر آینده شرکت داشته باشد.
در چنین شرایطی، برخی با نگاهی کنایهآمیز میگویند گویا مدیران تصمیمگیر همچنان معتقدند نسخهای که در مروارید جواب داده، در آلای مهستان هم جواب خواهد داد. حال باید دید این اعتماد دوباره، یک انتخاب هوشمندانه بوده یا آزمونی پرهزینه!
به هر حال، اگر انتصاب تابشنژاد در آلای مهستان با حمایت عبوری یا فلاحیان انجام شده باشد، عملکرد او در ماههای آینده تنها کارنامه شخصی خودش نخواهد بود؛ بلکه به نوعی محک جدی برای قضاوت درباره این انتخاب مدیریتی نیز محسوب خواهد شد.
اکنون باید منتظر ماند و دید اعتماد صورتگرفته به چه نتیجهای میرسد؛ آیا آلای مهستان به سکوی پرتاب بعدی تابشنژاد تبدیل میشود یا به آزمونی که پاسخ بسیاری از پرسشهای امروز را روشن خواهد کرد.








دیدگاه ها