به گزارش «نفت ما»، دریای نفت ونزوئلا که روزگاری به عنوان یکی از ستونهای اصلی اوپک و نماد قدرت نفتی آمریکای لاتین شناخته میشد، امروز به کانون رقابتی ژئوپلیتیکی تمامعیار تبدیل شده است و زمزمههای خروج این کشور از اوپک به گوش میرسد. بلومبرگ در گزارشی که به نقل از منابع آگاه منتشر کرده بود بر این امر صحه گذاشته است و میگوید: «کاراکاس در حال بررسی خروج از سازمان کشورهای صادرکننده نفت، اوپک، است. این گفتوگوها مقامهای آمریکایی را هم درگیر کرده، اما هنوز تصمیم نهایی گرفته نشده است.»
اگر این تصمیم عملی شود، ونزوئلا با گذشت بیش از شش دهه، از سازمانی فاصله میگیرد که خود یکی از بنیانگذاران آن بوده است؛ اما ماجرا به همینجا ختم نمیشود. آنچه احتمالاً محاسبات کاراکاس را تغییر داده، دگرگونی اولویتهای اقتصادی این کشور است؛ ونزوئلا بیش از گذشته به سرمایه، فناوری و آزادی عمل برای احیای ظرفیت تولید خود نیاز دارد و همین مسئله میتواند ارزش ماندن در چارچوب محدودیتهای تولید اوپک را برای کاراکاس کاهش دهد.
ونزوئلا نفت دارد، اما تولید ندارد
ونزوئلا با حدود ۳۰۳ میلیارد بشکه ذخایر اثباتشده، بزرگترین دارنده ذخایر نفت خام جهان است؛ اما تولید نفت این کشور همچنان فاصله زیادی با ظرفیت تاریخی آن دارد و در ماههای اخیر در محدوده حدود ۱.۲ میلیون بشکه در روز قرار داشته است. این رقم در مقایسه با سطح تولید ونزوئلا در اواخر دهه ۱۹۹۰، افتی قابلتوجه را نشان میدهد.
سقوط تولید ونزوئلا نتیجه یک عامل واحد نیست؛ کاهش سرمایهگذاری، تحریمهای آمریکا، فرسودگی زیرساختها، مشکلات مدیریتی و محدودیت دسترسی به فناوری و تجهیزات همگی در تضعیف صنعت نفت این کشور نقش داشتهاند. از سوی دیگر، بخش مهمی از ذخایر ونزوئلا در کمربند نفتی اورینوکو قرار دارد که عمدتاً شامل نفت فوقسنگین است و استخراج، انتقال و فرآوری آن به سرمایه و فناوری بیشتری نیاز دارد.
در نتیجه، مسئله اصلی کاراکاس در مقطع کنونی صرفاً افزایش درآمد از محل قیمت بالاتر نفت نیست؛ بلکه بازسازی ظرفیت تولید و تبدیل ذخایر عظیم زیرزمینی به جریان پایدار درآمد است. همین تغییر اولویت میتواند رابطه ونزوئلا با اوپک را تحت تأثیر قرار دهد.
اوپک اساساً سازوکاری برای هماهنگی سیاستهای نفتی اعضا و کمک به ثبات بازار است و سیاست تولید اعضا یکی از مهمترین ابزارهای آن محسوب میشود. برای کشوری مانند ونزوئلا که تولیدش بهشدت پایینتر از ظرفیت تاریخی آن قرار دارد، ممکن است منافع ناشی از افزایش تولید و جذب سرمایه خارجی در کوتاهمدت اهمیت بیشتری از افزایش قیمت ناشی از محدودیت عرضه داشته باشد.
تغییر معادله همکاری نفتی
در این میان، تعمیق همکاری نفتی ونزوئلا با شرکتهای آمریکایی میتواند یکی از عوامل مؤثر بر محاسبات ونزوئلا باشد. واشنگتن از افزایش تولید نفت ونزوئلا استقبال میکند، زیرا این افزایش میتواند هم به بازسازی صنعت نفت این کشور کمک کند و هم بخشی از نیاز بازار آمریکا را تأمین کند. در مقابل، ونزوئلا نیز برای احیای میادین، تعمیر زیرساختها و افزایش ظرفیت صادراتی خود به سرمایه و فناوری خارجی نیاز دارد. اهمیت اصلی تصمیم کاراکاس میتواند در پیام آن برای سایر اعضا باشد: اینکه منافع ملی تولیدکنندگان در افزایش ظرفیت و کسب سهم بازار ممکن است در مقاطعی با سیاست جمعی اوپک تناقض ایجاد کند.
این تغییر صرفاً به معنای ورود سرمایه جدید نیست؛ بلکه میتواند توازن ژئوپلیتیکی صنعت نفت ونزوئلا را نیز تغییر دهد. ونزوئلا طی دو دهه گذشته یکی از مهمترین شرکای انرژی چین، روسیه و ایران در نیمکره غربی بوده است. اگر سرمایه و فناوری آمریکایی جایگزین بخشی از این همکاریها شود، وابستگی کاراکاس به شرکای شرقی کاهش خواهد یافت و در مقابل، نفوذ اقتصادی و سیاسی واشنگتن در صنعت نفت این کشور افزایش پیدا میکند.
این تغییر جهت، در اظهارات دونالد ترامپ درباره نفت ونزوئلا نیز بهوضوح دیده میشود. ترامپ پس از توافق جدید، از دسترسی آمریکا به منابع عظیم نفتی ونزوئلا و بازگرداندن تولید این کشور سخن گفته و توافق را «بزرگترین قرارداد نفتی تاریخ جهان» توصیف کرده است. او همچنین بارها تأکید کرده که نفت ونزوئلا باید برای تأمین منافع آمریکا و کاهش قیمت سوخت در این کشور مورد استفاده قرار گیرد. رویترز گزارش داده که توافق جدید به آمریکا امکان دسترسی و کنترل عمده بر توسعه ۱۷ میدان نفتی با حدود ۶۵ میلیارد بشکه ذخایر اثباتشده را میدهد.
امارات؛ نمونهای مهم، اما نه الگوی کامل ونزوئلا
تصمیم امارات برای خروج از اوپک در مه ۲۰۲۶ نیز به بحث درباره رابطه میان اهداف ملی تولیدکنندگان و سیاست جمعی سازمان اهمیت بیشتری داده است. امارات طی سالهای گذشته سرمایهگذاری گستردهای برای افزایش ظرفیت تولید خود انجام داده و در مقاطعی، محدودیتهای تولید اوپکپلاس با اهداف بلندمدت این کشور برای استفاده از ظرفیتهای جدید خود همجهت نبوده است.
با این حال، مقایسه امارات و ونزوئلا باید با احتیاط انجام شود. امارات از زیرساختهای مدرن، ظرفیت تولید بالا و توان مالی قابلتوجه برخوردار است؛ در حالی که ونزوئلا برای بازگرداندن بخش مهمی از ظرفیت تولید خود ابتدا باید با فرسودگی زیرساختها، کمبود سرمایه و مشکلات عملیاتی مقابله کند.
بنابراین، خروج احتمالی ونزوئلا را نمیتوان تکرار تجربه امارات دانست. شباهت اصلی دو کشور در این است که هر دو میتوانند در مقطعی میان اهداف ملی افزایش تولید و سیاست جمعی اوپک با تعارض مواجه شوند؛ اما محرکهای اقتصادی و ظرفیت واقعی آنها کاملاً متفاوت است.
از همین رو، حتی در صورت خروج ونزوئلا، نباید انتظار داشت میلیونها بشکه نفت بلافاصله وارد بازار جهانی شود. افزایش پایدار تولید این کشور به سرمایهگذاری در حفاری، تعمیر تأسیسات، توسعه خطوط انتقال، تأمین تجهیزات، ظرفیت فرآوری و زیرساخت صادراتی نیاز دارد و بازسازی چنین زنجیرهای زمانبر است.
نگرانی اصلی اوپک؛ خروج ونزوئلا یا اثر سرایتی؟
از منظر اوپک، مسئله اصلی ممکن است نه حجم نفتی باشد که با خروج ونزوئلا از چارچوب سازمان آزاد میشود، بلکه پیام رفتاری این تصمیم باشد. اگر ونزوئلا پس از جذب سرمایه خارجی تصمیم بگیرد تولید خود را سریعتر افزایش دهد، سایر تولیدکنندگان نیز ممکن است با این استدلال مواجه شوند که برای حفظ سهم بازار خود نمیتوانند به محدودیتهای تولید پایبند بمانند.
چنین سناریویی میتواند انضباط تولید را تضعیف کند؛ بهویژه اگر بازار نفت همزمان با رشد عرضه با رشد ضعیفتر تقاضا مواجه باشد. در این شرایط، هر کشور انگیزه بیشتری برای حفظ یا افزایش سهم خود خواهد داشت و هماهنگی میان اعضا دشوارتر میشود.
البته این خطر را نباید با یک «موج خروج» قطعی یکی دانست. تصمیم سایر اعضا به شرایط تولید، ظرفیت مازاد، درآمدهای نفتی و منافع ژئوپلیتیکی آنها بستگی دارد. با این حال، خروج ونزوئلا میتواند یک سیگنال سیاسی باشد که نشان میدهد تحمل محدودیتهای جمعی زمانی کاهش مییابد که اعضا فرصت افزایش تولید و جذب سرمایه را در برابر خود ببینند.
چرا انضباط تولید اهمیت دارد؟
بحران نفتی سال ۲۰۲۰ نشان داد که رقابت بر سر سهم بازار میتواند در شرایط نامناسب، هزینه سنگینی برای تولیدکنندگان ایجاد کند. در مارس همان سال، اختلاف روسیه و عربستان بر سر میزان کاهش تولید همزمان با سقوط شدید تقاضای جهانی ناشی از همهگیری کرونا، به جنگ قیمتی منجر شد. عربستان تولید و عرضه خود را افزایش داد و قیمت نفت در ۹ مارس بیش از ۳۰ درصد سقوط کرد.
با سقوط تقاضا و افزایش عرضه، ذخایر نفتی در جهان به سرعت پر شد و در ۲۰ آوریل قرارداد آتی نفت وستتگزاس اینترمدیت برای تحویل ماه مه حتی به محدوده منفی ۴۰ دلار در هر بشکه رسید. این بحران در نهایت تولیدکنندگان را به سمت توافقی کمسابقه برای کاهش هماهنگ تولید سوق داد.
شرایط امروز البته تکرار مکانیکی سال ۲۰۲۰ نیست؛ تقاضای جهانی، وضعیت اقتصادها و ساختار بازار نفت تفاوتهای اساسی با آن دوره دارند. از سوی دیگر، خروج احتمالی ونزوئلا بهتنهایی نمیتواند چنین شوکی ایجاد کند. اهمیت تجربه ۲۰۲۰ در این است که نشان میدهد وقتی اعضای یک گروه تولیدکننده برای حفظ سهم بازار از محدودیتهای هماهنگ فاصله میگیرند، خطر بیثباتی بازار افزایش مییابد.
خروج ونزوئلا؛ تهدیدی برای عرضه یا آزمونی برای اوپک؟
در نهایت، خروج احتمالی ونزوئلا را نباید صرفاً به معنای از دست رفتن یک عضو اوپک یا ورود فوری نفت بیشتر به بازار جهانی دانست. ونزوئلا در صورت جذب سرمایه و فناوری خارجی، ابتدا باید صنعت نفت فرسوده خود را بازسازی کند و افزایش قابلتوجه تولید این کشور فرآیندی زمانبر خواهد بود.
اهمیت واقعی این تصمیم در جای دیگری است: رابطه میان منافع ملی تولیدکنندگان و منطق جمعی اوپک. اگر ونزوئلا به این نتیجه برسد که برای احیای صنعت نفت خود به آزادی عمل بیشتری برای افزایش تولید نیاز دارد، خروج احتمالی آن نشان میدهد که اولویت برخی اعضا میتواند از «حمایت از قیمت» به «بازگرداندن ظرفیت تولید و تصاحب سهم بازار» تغییر کند.
در چنین شرایطی، چالش اصلی اوپک نه نفتی است که ونزوئلا میتواند در کوتاهمدت به بازار اضافه کند، بلکه حفظ انضباط و جلوگیری از تبدیل شدن یک تصمیم موردی به الگویی برای دیگر تولیدکنندگان است. اگر اعضای بیشتری احساس کنند که منافع حاصل از افزایش تولید از منافع حاصل از هماهنگی جمعی بیشتر است، قدرت اوپک برای مدیریت بازار بیش از آنکه از حجم تولید ونزوئلا آسیب ببیند، از کاهش اعتماد اعضا به سازوکار مشترک آن آسیب خواهد دید.






دیدگاه ها